شاعرخوب کیست؟

شنبه 15 اسفند 1394
22:40
www.Alinaseri.ir
شاعرخوب کیست؟
شاعر از زبان نظامی عروضی
اما شاعر باید که سلیم الفطره [پاک سرشت ] ، عظیم الفکره [بزرگ اندیشه] ، صحیح الطبّع [درست قریحه] ، جیدّ الرویه [نیکو تفکر] ، دقیق النظر [باریک بین] باشد.
در انواع علوم متنوع باشد و در اطراف رسوم مستطرف [از استطراف نو پیدا کردن ، خوش کردن و شگفت داشتن]، زیرا چنانکه شعر در هر علمی به کار همی شود هر علمی در شعر به کار همی شود.
و شاعر باید که در مجلس محاورت خوشگوی بود و در مجلس معاشرت خوشروی.
و باید که شعر او بدان درجه رسیده باشد که در صحیفه ی روزگار مسطور باشد و بر السنه ی احرار مقروء. [یعنی مردمان شعرش را حفظ کنند و بخوانند] بر سفائن [دفتر ها همین مجلات خودما! ] بنویسند ودر مدائن بخوانند [احتمالا جمع مدینه مد نظر بوده یعنی شهر ها]؛ که حظ اوفر و قسم افضل از شعر بقاء اسم است و تا مسطور و مقروء نباشد این معنی بحاصل نیاید [ یعنی کیف زیاد ! شاعری بیشتر بخاطر ماندگار شدن نام شاعر است پس اگر شعرش را مردم نخوانند که نامش در اذهان نمی ماند.( می گویم واقعا "حظ اوفر" شاعری به شهرت آن است؟؟!)]
و چون شعر بدین، درجه نباشد تأثیر او را اثر نبود و پیش از خداوند [ منظور شاعر شعر است ] خود بمیرد، و چون او را در بقاء خویش اثری نیست در بقاء اسم دیگری چه اثر باشد؟
اما شاعر بدین درجه نرسد الا که درعنفوان شباب و در روزگار جوانی بیست هزار بیت از اشعار متقدمان یاد گیرد، و ده هزار کلمه از آثار متأخران پیش چشم کند،[ بله؟؟ 20000 بیت از قدما باید از حفظ باشد و 10000 بیت از معاصرین را خوانده باشد؟ یعنی راهی جز این نیست که ما شاعر بشویم؟! ] و پیوسته دواوین استادان همی خوانند و یاد همی گیرد که در آمد و بیرون شد ایشان از مضایق و دقایق سخن بر چه وجه بوده است [ مدام دیوان اشعار قدما را بخواند و ببیند که چگونه مضامین سخت را در قید وزن و قافیه گرفتار می کردند خلاصه از روی دست آنها نگاه کند تا بیاموزد]، تا طرق و انواع شعر در طبع او مرتسم [ نقش پذیرد]شود و عیب و هنر شعر بر صحیفه ی خرد او منقش گردد، [ کنایه از اینکه آنقدر مطالعه کند تا خود صاحب رای شود و خوب و بد شعر را تشخیص دهد ] تا سخنش روی در ترقی دارد و طبعش به جانب علو میل کند.
هر کرا طبع در نظم شعر راسخ شد و سخنش هموار گشت روی به علم شعر آرد و عروض بخواند،[ از نظر نظامی عروضی بعد از این همه ریاضت تازه در این مرحله است که فرد باید عروض یا علم وزن شعر را که ما در دبیرستان می آموزیم ، بیاموزد ] و گرد تصانیف استاد ابوالحسن السرخسی البهرامی گردد چون غایة العروضین و کنزالقافیه، و نقد معانی و نقد الفاظ و سرقات و تراجم.
و انواع این علوم بخواند بر ِ استادی [ نزد استادی که این علوم را می داند] که آن داند، تا نام استادی را سزاوار شود، و اسم او در صحیفه ی روزگار پدید آید، تا آنچه از مخدوم و ممدوح بستاند حق آن بتواند گزارد در بقاء اسم.[ چون شاعری در زمان نظامی عروضی یعنی قرن ششم بیشتر حول مدح و قصیده بوده است او می گوید شاعر باید چنان خوب بار بیاید که در ازای پولی که می گیرد بتواند نام ممدوح را باقی نگه دارد]
و اما بر پادشاه واجب است که چنین شاعر را تربیت کند تا در خدمت او پدیدار آید و نام او از مدحت او هویدا شود، اما اگر ازین درجه کم باشد نشاید بدوسیم ضایع کردن [ اگر ازین کمتر بود پولت را حرامش نکن!] و به شعر او التفات نمودن خاصه که پیر بود، و درین باب تفحص کرده ام، در کل عالم از شاعر پیر بدتر نیافته ام، و هیچ سیم ضایع تر از آن نیست که به وی دهند.[ هیچ پولی این قدر حیف نمی شود که پول صله به شاعر پیر دادن!!]
ناجوانمردی[ یعنی پیر مرد نه نامرد!] که به پنجاه سال ندانسته باشد که آنچه من همی گویم بد است [ پیر مردی که در 50 سال! نفهمیده که آنچه می گوید شعر بدی است ] کی بخواهد دانستن؟ اما اگر جوانی بود که طبع راست دارد، اگر چه شعرش نیک نباشد، امید بود که نیک شود و در شریعت آزادگی تربیت او واجب باشد و تعهد او فریضه و تفقد او لازم.
اما در خدمت پادشاه هیچ بهتر از بدیهه گفتن نیست که به بدیهه طبع پادشاه خرم شود و مجلسها بر افروزد، و شاعر به مقصود رسد، و آن اقبال که رودکی در آل سامان دید به بدیهه گفتن و "زود شعری " ، کس ندیده است...

فروش شعر پاپ ورپ اینجا کلیک کنید
سلفژ درموسیقی چیست اینجا کلیک کنید
چگونه صدای خوبی داشته باشیم اینجا کلیک کنید
فروش نت کیبورد ارگ اینجا کلیک کنید

موضوعات: آموزش موسیقی,
[ بازدید : 3516 ] [ امتیاز : 3
]

مطالب مرتبط