اشعار | علی ناصری،شاعران جوان ایرانی،علی ناصری شاعر،اشعارعاشقانه جدید

نا اميدم نکنيد


نا اميدم نکنيد توروخدا نذاريدکه قلبم بشکنه

بهم بگيد که اشتباه شده نگيدکه اون عشق منه

بگيدکه تابوت عشق من نيست که روی دست شماست

آرزوی مرگ ميکنم اين تنها آرزوی من از خداست

من که باورم نميشه انگاردارم خواب ميبينم

کسي که همه ی وجودمن بودحالاسرقبرش بشينم

سنگ قبرت خيس شده ازخون و اشک چشام

بی خبر رفتی ازکنارمن چرانگفتی باهات بيام

حالاميشينم کنارقبرت شب و روز حرف ميزنم

همه سؤالم اينکه چرارفتي اماجوابی نميشنوم

توکه ميگفتي تحمل غصه و اشکای منونداری

پس اين همه گريه و سؤال چراحرفي نداری

تورخدا حرفي بزن ديگه تحملش سخته برام

خودمو توديوارميزنم تيغوميکشم روی رگام

ميپيچه صدای خنده و گريه هات توی گوشم

آخه چطوري باورکنم که لباس مشکی بپوشم



بازدید : 28879امتیاز :3

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به علی ناصری،شاعران جوان ایرانی،علی ناصری شاعر،اشعارعاشقانه جدید است.