شعرکوتاه | علی ناصری،شاعران جوان ایرانی،علی ناصری شاعر،اشعارعاشقانه جدید

تلگرام علی ناصری

تلگرام  علی ناصری
عرض سلام و ادب خدمت تمامی بازدید کنندگان و طرفداران این سایت.
بخصوص دوستانی که همیشه با انتقاد، پیشنهادات و نظرات خود،ما را مورد عنایت قرار داده و خوشحال کرده اند.
ما همچنان منتظر نظرات شما هستیم.
بعضی از دوستان تقاضای آیدی تلگرام برای بر قراری ارتباط بهتر کرده بودند،که باعث افتخار من است تا با شما بزرگواران در تماس بوده و درصورت نیاز به تمام سوالات شما پاسخ دهم.

(علی ناصری)
آیدی تلگرام * Alinaseri@

با تشکر از تمامی دوستان،انشاالله همیشه موفق و سربلندباشید.



جهت مشاهده صفحه اصلی سایت اینجا کلیک کنید

بازدید : 15467امتیاز :3

روياي پرپر


چه عشقت رویایی میشه وقتی کسی رو دوست داری

کنارت باشه و شب وروزسر روی شونه هاش بذاری

اینقدرخوشحال باشی که دلت میخوادبه آسمون پربکشی

اینقدرعزیزباشه که توسختی هاش توبجاش دردبکشی

دلت میخواد که شب و روز فقط توی چشاش نگاه کنی

دلت میخواد که باورت کنه تاهمه ی وجودتو فداش کنی

ولی همه ی حرفات براش دروغ باشه وعشقتوباورنکنه

صدای شکستن قلبت شب و روز گوشا تو کر بکنه

پابذاره روی قلبت نفس نفس جون بدی پای عشق اون

تموم شب و روزو میگذرونی با انتظار و با دل خون

همه ی آرزوهات میمیره و تموم رویاهات پرپر میشه

وجودت پرازغم و شب هات با دل خون سحرمیشه

برگشتنش توخواب و خیاله خودت هم اینو میدونی

ولی بازهم دلت میخواد تا ابدچشم به راهش بمونی

دلت نمیخوادهیچ کسی تا ابدجاشوتوی قلبت بگیره

وقتی که اسم اونو میشنوی تمام غصه هات میمیره



بازدید : 19576امتیاز :3

بزاربرم


بزار برم تورو خدا ديگه برام گريه نکن

ديگه وقت رفتن منه توهم بهم تکيه نکن

ميدونم من هميشه فقط بارغم بودم برات

توپای عشقم سوختی ومن نسوختم باهات

ميدونم من بارفتنم دارم دلتومي سوزونم

توگريه ميکنی و من پيشت نمی مونم

اگه دارم ازپيشت ميرم و تنهات ميزارم

عشق تو ازمن زياديه من لياقتشو ندارم

ميخوام از زندگی تو برم راحتت بزارم

فقط به خاطرخودته خيلی دوستت دارم

توفقط داری از زندگي من رنج ميکشی

بزار از زندگی توبرم که توخوشبخت بشی

ميخوام خداحافظی کنم اماگريه ام ميگيره

ميرم ولی بخدايادت تاابد ازدلم نميره

هميشه به يادت ميمونم هرجاکه ميرم

امانميتونم پيشت بمونم و دستتوبگيرم


بازدید : 14225امتیاز :3

غم رفتن


يه روز ديدم که عشقم اسم منو صدا کرد

دستاموگرفت تودستاش تو چشمام نگاه کرد

گفت خداحافظ من رفتم دستای منو رهاکرد

گفت گله دارم از زمونه که منو ازتوجداکرد

گفت اين زمونه ی نامردمنومجبورم کرد

منم اشکام ميباريد فقط ميگفتم که برگرد

اما رفت و ميدونم پيش من برنمی گرده

اي خداببين غم دوريش باقلبم چيکارکرده

رفت و منوتنهاگذاشت بااين دل شکسته

انگارکه تمام غم هاي دنياتودل من نشسته

غم عشقش پيرم کردببين موهای سرم سفيده

خدايادلم خون شده ديگه جونم به لبم رسيده

توی اين نفس های آخرخدايابرس به دادم

هرشب به يادش باچشمای خونی ميخوابم

ديگه نفس های آخرمه دارم جون ميسپارم

به فريادم برس ای خدا جزتوکسی رو ندارم


بازدید : 17518امتیاز :3

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به علی ناصری،شاعران جوان ایرانی،علی ناصری شاعر،اشعارعاشقانه جدید است.