زیباترین شعرهای جدید | علی ناصری،شاعران جوان ایرانی،علی ناصری شاعر،اشعارعاشقانه جدید

غم رفتن


يه روز ديدم که عشقم اسم منو صدا کرد

دستاموگرفت تودستاش تو چشمام نگاه کرد

گفت خداحافظ من رفتم دستای منو رهاکرد

گفت گله دارم از زمونه که منو ازتوجداکرد

گفت اين زمونه ی نامردمنومجبورم کرد

منم اشکام ميباريد فقط ميگفتم که برگرد

اما رفت و ميدونم پيش من برنمی گرده

اي خداببين غم دوريش باقلبم چيکارکرده

رفت و منوتنهاگذاشت بااين دل شکسته

انگارکه تمام غم هاي دنياتودل من نشسته

غم عشقش پيرم کردببين موهای سرم سفيده

خدايادلم خون شده ديگه جونم به لبم رسيده

توی اين نفس های آخرخدايابرس به دادم

هرشب به يادش باچشمای خونی ميخوابم

ديگه نفس های آخرمه دارم جون ميسپارم

به فريادم برس ای خدا جزتوکسی رو ندارم


بازدید : 17355امتیاز :3

دردزمونه


خداياجزدرد و غم هيچی نمونده کنارم

کي عزرائل مياد و ميگه تمومه کارم

ديگه نميخوام تو اين دنيا زنده باشم

کاش مرگم بياد و ازاين غصه ها رهاشم

نميخوام ديگه قلم و ورق باشه تودستام

نميخوام گونه هام خيس بشه از اشکام

وقتي تو اين دنياکسی نيست محرم حرفام

وقتی ازپيشم رفته طبيب همه ی دردام

اين روز هاي غم و غصه ميخوام نباشه

روزهايي که زندگي منو ازهم ميپاشه

نميخوام زنده باشم وقتی دلم پر ازخونه

وقتی هيچي پيشم نيست جزدردزمونه

تواين دنيازنده باشم که چی بشه چيکارکنم

بشينم توي اتاق تاريک و نگاه به ديوارکنم

ديگه نميخوام باشم تواين زمونه ی پر ازدرد

ببين چی بودم و زمونه باهام چيکارکرد


بازدید : 19074امتیاز :3

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به علی ناصری،شاعران جوان ایرانی،علی ناصری شاعر،اشعارعاشقانه جدید است.